محمدحسين ناصر الشريعه

314

تاريخ قم ( فارسى )

اصحاب سعد بن عبد اللّه اشعرى و از راويان او و غير اوست . قبر شريفش در قبرستان قم نزديك غسالخانه سابق در محوطه‌اى است كه از او تعبير به « شيخان صغير » مىكنند ( و فعلا در باغ ملى واقع است ) . « 1 » محقق اعظم خواجه نصير الدين محمد بن محمد بن حسن طوسى - در كتاب « امل الامل » مىنويسد : مردى است فاضل و ماهر و عالم و متكلم محقق در عقليات ، او را كتبى است كه از جمله « تجريد الاعتقاد » و تذكره در هيئت ، تحرير كتاب اقليدس ، و تحرير مجسطى . و شرح اشارات ، و فصول نصيريه ، و فرايض نصيريه ، و آداب المتعلمين ، « 2 » و رسالهء اسطرلاب ، و رسالهء جواهر ، و نقد المحصل ، و رسالهء معينيه در هيئت به فارسى ، و شرح آن نيز به فارسى ، و رسالهء خلق اعمال ، و شرح رسالة العلم ابن ميثم بحرانى و غير اينها . روايت مىكند از او علامه حلى . وى در اجازهء بنى زهره نوشته است : « اين شيخ افضل اهل زمان خود در علوم عقليه و نقليه و داراى مصنفات بسيارى در علوم حكميه و احكام شرعيه بر مذهب اماميه است . او بزرگترين دانشمندى است كه ما ديده‌ايم ، خداوند خوابگاه او را نورانى گرداند ، من الهيات شفاى ابو على سينا و بعض كتاب تذكره را در هيئت از تصانيف او را نزد وى خواندم ، تا اين كه اجل محتوم او را درك نمود . قدس اللّه روحه » . مؤلف گويد : ما حالات محقق اعظم را مفصلا در فصل وزرا و اين كه اصلا از « جهرود » قم است خواهيم نگاشت . « 3 »

--> ( 1 ) - كنار خيابان ارم واقع است . [ شرح احوالش را ضمن شرح‌حال پسرش جعفر بن محمد قولويه در جلد اول « مفاخر اسلام » نوشته‌ايم . ] ( 2 ) - [ آداب المتعلمين كه در جامع المقدمات است از خواجه نيست . ] ( 3 ) - مؤلف در نظر داشته فصلى نيز براى وزراى قمى باز كند ، ولى چنين فصلى را در چاپ نخست و اوراقى كه مختصر تجديد نظرى كرده بود ؛ نيافتيم جا داشت كه اين فصل نيز بر اين كتاب افزوده شود ، اما متأسفانه ما نيز چنين توفيقى پيدا نكرديم ، به هر حال در اين كه خواجه نصير الدين طوسى اصلا از « جهرود » قم بوده بايد تحقيق كرد ، ولى ولادتش در طوس روى داده و هم در آن‌جا نشو و نما كرده است : خواجه اسمأ وزير نبوده هرچند رسما مقام وزارت داشته است . خواجه در حمله دوم مغول و موقعى كه هولاكو خان نوهء چنگيز به قلعه « ميمون دژ » مقر اسماعيليان واقع در الموت قزوين لشكر كشيد و آن‌جا را تسخير كرد ، از حبس اسماعيليان آزاد و همراه هلاكو به بغداد آمد ، سپس هلاكو را از جنگ و تخريب بقيهء بلاد اسلامى منصرف ساخت و به مراغه آذربايجان آورد و به عمران و آبادى و تشويق اهل فضل و احياى علوم عقلى تشويق نمود . با تأسيس رصدخانهء بزرگ مراغه كه آكادمى علوم عقلى و نقلى بود ، و رياست اوقاف تمامى ممالك اسلامى قلمرو خان مغول داشت ، جان مردم مسلمان خاصه علماى نامى ما را از خطر نابودى و انهدام حفظ